پيترو دلا واله ( مترجم : شعاع الدين شفا )

318

سفرنامه پيترو دلا واله ( قسمت مربوط به ايران ) ( فارسى )

در صورت عدم تمايل به جنگ نيز براى اين‌كه سربازان او دل‌گرمى پيدا كنند و دشمنان بترسند ، قواى امدادى برايش بفرستند . در اين ضمن ، هزار و پانصد سرباز جلودار طبق دستور ، ضمن تظاهر به فرار ، به چادرها عقب‌نشينى كردند و دشمن نيز در تعقيب آنان چون به آن منطقه رسيد مشغول غارت و چپاول و كشت و كشتار فروشندگان و دوره‌گردان شد . در آن موقع قرچقاىبيگ ديد ديگر موقع عمل فرا رسيده است ، زيرا از يك طرف نقشهء او كاملا اجرا شده و از طرف ديگر مىتواند به شهادت امامقلىخان و بزرگان ديگر ، خود را نزد شاه تبرئه كند ؛ پس وارد معركه شد و به لشكريان شيراز پيوست و سپس هر چهار دسته با هم از پشت سر به حريف حمله كردند . تاتارها دليرانه جنگيدند ، ولى سپاهيان ايران از لحاظ تعداد بر آنها برترى داشتند و به‌علاوه ترك‌هاى تنبل ، كه قسمت اعظم آنان به علت كندى در راه‌پيمايى هنوز نرسيده بودند ، و يا به‌طورى كه تاتارها ادعا مىكنند ، به علت ترس و بزدلى نمىخواستند جان خود را به خطر بيندازند ، و منتظر بودند ديگران برايشان شمشير بزنند ، آن‌طور كه بايد و شايد وارد معركه نشدند . در نتيجه تاتارها كه وضع را وخيم ديدند پشت به سپاه ايران كردند و فرار را بر قرار ترجيح دادند و خان‌كفا نيز ، پس از اين‌كه دليرانه جنگيد ، چون مشاهده كرد تنها مانده است ، راه فرار را پيش گرفت و تصور مىكنم زخمى نيز برداشت . ايرانيان با ديدن فرار تاتارها جرأتى يافتند و شروع به تعقيب آنان كردند و در نتيجه ترك‌ها نيز در اين فرار به تاتارها ملحق شدند و هر كدام از آنها كه پاى فرار نداشت ، از دم تيغ بىدريغ ايرانيان گذشت و عدهء كمى هم زنده اسير شدند . از اشخاص با نام و نشانى كه به دام افتادند مىتوان پاشاىوان و يكى از سركردگان تاتار و يك گرجى را كه از بچگى نزد ترك‌ها بزرگ شده و گمان مىكنم يكى از فرماندهان ينىچرىها باشد به شمار آورد . در ميان كشتگان نيز ، كه تعداد آنان نامعلوم بود ، مىگفتند هفت تا هشت پاشا وجود داشته ؛ ولى من در صحت اين خبر ترديد دارم ، زيرا اولا ايرانيان اهل مبالغه هستند و به‌علاوه اگر هفت يا هشت پاشا به هلاكت رسيده باشند ، دست‌كم بايد تعداد زندانيان نيز به همان نسبت باشد و وجود اين همه پاشا در ميان لشكريان ترك به‌طور كلى قابل ترديد است . از تعداد كشتگان ايران سخنى در ميان نيست ، ولى واضح است كه پيروزى بدون دادن قربانى به دست نمىآيد ؛ فقط چون هيچ يك از افراد سرشناس به هلاكت نرسيده‌اند ، مىتوان گفت به‌طور كلى تعداد تلفات ايرانيان ناچيز بوده است . تمام اين اخبار صبح روز يازدهم سپتامبر به‌طور خيلى درهم و برهمى